تبليغاتX
مدرسه استثنایی پیوند شهرستان بم

مدرسه استثنایی پیوند شهرستان بم

معلولیت محدویت نیست

فواید بازی

فواید بازی

- بازی به کودکان احساس قدرت و کنترل کردن می دهند.

- به تخیلات آن ها کمک می کند.

- به آن ها اجازه تحقیق و تکرار کردن می دهد.

- به گستره بیشتر توجه و دقت آن ها کمک می کند.

- دلبستگی های عمیق تر آن ها را ترغیب می نماید.

- فعالیت مورد دلخواه آن هاست.

- بچه ها نقش های گوناگون را تمرین می کنند.

- ساختار زبانی آن ها را بهبود می بخشد.

- از همه مهم تر باعث «شادی و نشاط» در آن ها می شود.

نکاتی در مورد بازی کردن با کودکان

- فارغ از کارهای خانه از «بودن با کودک» لذت ببرید. توجه خود را به او معطوف کنید.

- با او تماس چشمی داشته باشید و خود را تا سن او پایین بیاورید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 22:12  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

بازي جزئي تفكيك ناپدير از زندگي كودكان است. كودكان بيش از هر امر ديگر وقت خود را به بازي اختصاص مي دهند. البته بازي مختص كودكان نيست بلكه بازي در تمام طول زندگي انسان مشاهده مي شود منتها نوع بازي و مدت زماني كه افراد در سنين مختلف به آن اختصاص مي دهند متفاوت است.

با اينكه بازي به عنوان بخش پديرفته شده اي از زندگي كودك، از اهميت ويژه اي برخوردار است اغلب مردم كمتر به نقش آن پي برده اند. مردم غالبا به بازي به عنوان عامل وقت گذراني نگاه مي كنند و اين نگرش در مورد كودكاني كه مشغول تحصيل هستند به وضوح قابل مشاهده است. اغلب شنيده ايم كه والدين اين گروه از كودكان آنان را از بازي منع مي كنند و اين جمله معروف را كه «برو درسهايت را بخوان، بازي بس است» به كار مي برند و الدين كمتر به اين نكته توجه دارند كه كم بازي كردن كودك را از بسياري موفقيتهاي يادگيري محروم مي كند. زيرا بازي موثرترين و پرمعناترين راه يادگيري براي كودك است و جبران آن از طريق ديگر امكان پذير نيست.

با توجه با اهميت بازي در رشد كودك ما در اين مقاله به بحث و تفسير بازي در فرايند رشد كودك خواهيم پرداخت.

اهميت و ضرورت بازي براي كودكان
مهم ترين مشغوليت كودك در زندگي بازي است. كودك در جريان بازي و در يك زمان پرورش فكري، عاطفي جسمي و اجتماعي مي يابد و آنچه او از طريق بازي بدست مي آورد به طور مثبت كسب مي كند زيرا اساس آن تجربه است اين تجربه اي است كه از طريق عضلات و حواس خود كودك، به دست آمده است. بازي بكي از مهمترين موضوعات تربيتي است كه بسيار مورد توجه روان شناسان و علماي تعليم و تربيت قرار گرفته است با آنكه از زمان (ميشل متني) فيلسوف و مربي بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولي در هيچ عصري باندازه زمان ما بازي مورد مورد مطالعه و تحقيق دقيق روان شناسان واقع نشده است. تحيقات جديد نشان داده است كه بازي تاثير بسياري در رشد بدني و ذهني كودكان دارد. بدن تنها وسيله اي است كه كودك بوسيله آن مي تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درك كند.

بازي وسيله طبيعي كودك براي بيان و اظهار «خود» است. (آلفرد آدلر) روان شناس معروف مي گويد كه «هرگز نبايد به بازيها به عنوان روشي براي وقت كشي نگاه كرد».كاينست اظهار مي دارد كه بازي كردن براي كودك مساوي است با صحبت كردن براي يك بزرگسال. بازي و اسباب بازي، كلمات كودكان هستند». اريكسون مي گويد:« بازي عملكرد خود است. كوششي جهت هماهنگ كردن فرآيندهاي جسمي و اجتماعي با خويشتن.»

بازي، روش طبيعي شركت كودكان در فعاليتهايي است كه سرانجام سبب كسب مهارت و ورزيدگي براي مقابله با مشكلات زندگي مي شود كودكان از طريق بازي احساسات، ناكاميها و اضطرابهاي خود را بيان مي دارد. همه كودكان فارغ از رنگ پوست و مو يا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر كجاي دنيا كه باشند بازي مي كنند فعاليت بازي در واقع تلاش كودك براي كنار آمدن با محيط است كه از اين طريق او خود را مي يابد و دنيا را درك مي كند.

پياژه به اين نكته اشاره مي كند:«بازي اساسا يكي ساختن واقعيت با خود است اگر بتوانيم بازي كودك را درك كنيم مسلما قادر خواهيم بود كه افكار و عواطف آنها را بشناسيم. بازي وسيله خوبي براي درمانگر است براي درك بيشتر دنياي كودك»

به خاطر اهميت بازي در زندگي انسانها به ويژه كودكان روانشناسان از ديرباز آن را مورد توجه قرار داده اند ولي به سبب ماهيت پيچيده اي كه دارد هنوز كاملا شناخته نشده است و در مورد تعريف آن بين روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد لذا هر يك از آنان بازي را از جنبه هاي مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي به كار برده اند.
درمورد اهميت بازي به طور خلاصه مي توان گفت كه از راه بازي مي توان ضوابط و مقرراتي به كودك آموخت و ناسازگاريهاي اور ا مي توان اصلاح كرد. نابساماني هاي او را سرو سامان داده و به راه عقل و انديشه و پذيرش انظباط انداخت.

تعريف بازي:
همه محققان علوم تربيتي بر اين عقيده هستند كه تعريف قطعي و دقيقي براي بازي وجود ندارد. شايد يكي از دلايل آن اين باشد كه هميشه بازي با كار آميخته است و آنچه را ما كار مي دانيم احتمالا با طرز تلقي ديگر بازي ناميده مي شود و بر عكس دانشمندان مسال تربيتي ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي ارائه كرده اند يكي از ملاكها اين است كه بازي را فعاليتي، بي هدف بدانيد يعني فعاليتي كه هيج نوع نفعي براي فرد ندارد و هدف آن در خود آن است به دنبال اين نظر «كارل گروس» دانشمندي كه در زمينه روانشناسي كودك در مورد بازي بررسي هاي جالبي دارد و براي اولين بار به جنبه كنش بازي در بين ساير فعاليتها توجه كرده، معتقد است كه بازي يك نوع كنش تمريني مقدماتي و كمك كننده براي فعاليتهايي كه فرد در آينده مي خواهد انجام دهد.

«كارل بوملر» اصل لذت را به عنوان ملاك تعريف بازي قبول مي كند.. اصل لذت را در برابر اصل واقعيت قرار مي دهد بدين معني كه كودك در ابتداي مسير تحول خود از اصل لذت پيروي مي كندو بعدها از اصل واقعيت تبيعيت مي كند بدون آنكه اصل لذت كاملا از بين برود. پياژه روان شناس سوئيسي بازي را تحت عنوان يكي ساختن واقعيت با خود تعريف ميكند و براي شناخت بازي آن را با كار مقايسه كرده و براي تميز اين دو نوع فعاليت انساني 5 ضابطه بر شمرده است:
1- بازي فعاليتي است كه هدفش در خود آن نهفته است در حالي كه هدف كار در خارج آن قرار دارد.
2- بازي فعاليتي است كه انجام آن موجب خشنودي و خوشحالي بازي كننده مي گردد در حالي كه كار ضرورتا خوشايند نيست.
3- بازي فعاليتي است كه فرد آن را اختيار مي كند در حالي كه كار خاصيتي اجباري و الزامي دارد.
4- بازي از قيد سازمان آزاد و رهاست در حال يكه كار معمولا با سازماندهي همراه است.
5- بازي از كشمكش و پرخاش دور است حال آنكه ماهيت كار گرايش آشكاري به سوي كشمكش و پرخاش است.

البته شايد در موردبازيهاي آموزشي و انفرادي كودكان، بتوان پنج معيار ذكر شده پياژه را صادق دانست ولي در پاره اي از بازيها مانند بازيهاي تقليدي و نمايشي ، نگرانيها و اضطرابهاي كودكان به روشني قابل مشاهده است.

اگر ورزش را با پنج معيار بسنجيم به اين حقيقت مي رسيم كه انواع ورزشها داراي خصوصيات و صفات مشتركي هستند. اكثر ورزشها نوعي سازمان را ايجاب مي كنند و اطفال در ورزش مجبورند از قواعد و مقررات خاصي پيروي نمايند و نمي توان آن را جز بازي به معني وسيع كلمه شامل انواع ورزشها، مشغوليتها، اسپرتها و تفريحات است و به معني دقيق شامل فعاليتهايي است كه عاري از هدف خارجي بوده. اختياري، دلپذير و فاقد سازمان مي باشد. بنابراين مي توان گفت "گرگم بهوا ، قايم موشك و عروسك بازي، ساختمان سازي و ... بازي به معني واقعي است.

وحيد رواندوست استاديار سابق دانشگاه شهيد بهشتي در تعريف بازي مي گويد: «بازي عبارت از هر نوعي فعاليتي است كه براي تفريح و خوشي و بدون توجه به نتيجه نهايي صورت مي گيرد. انسان به طور داوطلبانه وارد اين فعاليت مي شود و هيچ نيروي خارجي يا اجباري در آن دخيل نيست».
با توجه به تعاريف و نظرات گوناگون در مورد بازي، تعريف بازي اينطور در ذهن من شكل گرفت كه:«بازي به مجموعه فعاليتهاي ذهني و عملي گفته مي شود كه كودك براي ارتباط با دنياي خارج از روي ميل و اختيار انجام ميدهد.

نقش بازي در رشد شخصيت كودكان:
- رشد هوشي:
يكي از فرضيه هاي روان شناسي اين است كه بازي رشد هوشي را تسريع مي كند در تاييد اين فرضيه نتايح پژوهشها نشان مي دهد كودكاني كه فاقد هر گونه اسباب بازي مي باشند و يا امكانات اندكي براي بازي دارند، از لحاظ شناختي از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر اين فرزندان خانواده هاي كم در آمد نسبت به كودكان طببقه متوسط كمتر در بازيهايي كه بهش كل «نقش بازي كردن» انجام مي شود شركت مي كنند. بنابراين بعضي از روانشناسان معتقدند يكي از دلايلي كه كودكان طبقه كم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات يادگيرري روبرو مي شوند اين است كه كمتر بازي مي كنند بازيهاي آنان چندان پيچيده نيست و نسبت به بازيهاي كودكان طبقه متوسط از تنوع كمتري برخوردار است. اگر بپذيريم كه بازي براي رشد هوشي اهميت دارد در اين صورت آشنا كردن كودكان با بازي يكي از عواملي است كه رشد شناختي را تسهيل مي كند.

«فيليپس لون استيامن» كه يكي از مبلغان مزاياي بازي است برنامه هايي ترتيب داد تا كودكان خانواده هاي كم درآمد به اسباب بازي دسترسي پيدا كنند به مادران نيز آموخته شد كه چطور با فرزندانشان و اسباب بازي آنها بازي كنند در اين برنامه اسباب بازي وسيله ايست براي تحريك كلامي و روابط محبت آميز رشد شناختي را تسهيلل مي كند شايد نتايج موفقيت آميز اين برنامه بيشتر ناشي از اين جنبه باشد تا صرف وجود اسباب بازيها.

به طور كلي كودكان پيش دبستاني بيشتر از راه حواس و يا بهتر بگوييم توسط ارگانيسم (خود) ياد مي گيرند تا از تفكر منطقي. هر چند حواس مبناي فيزيولوژيك دارند اما بازي بهترين مربي كودكان به شمار مي رود. به علاوه بازي مهارتهاي كودكان رادر نگاه كردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشيا، درك فاصله ها- فهميدن مفاهيم مربوط به خود، بوها و مزه ها و مانند آن راافزايش مي دهد تمامي اين فعاليتها مي بايد ضمن بازي به گونه اي غير مستقيم آموخته شوند.

عملكرد كودكان از طريق اعمال رواني- حركتي براي رشد و تكامل ذهني آنان امري حياتي است كودك بكي گيرنده طبيعي جستجوگر و كاشف و يك پردازش كننده اطلاعات است. اما بايد امكاناتي برايش فراهم شود تا بتواند به اعمال يادگيري بپردازد با اشيا تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائيهاي بالقوه و قابليت خود براي سازمان دادن به تجاربش، دنياي خارج را در ذهن خود بسازد بنابر اين هرچه كودك يادگيرنده فعالتر باشد بيشتر ياد مي گيرد و هر اندازه بيشتر ياد بگيرد هوش او بيشتر رشد مي كند و هر اندازه كه هوش او بيشتر رشد كند بيشتر ياد خواهد گرفت. بازي واسطه يادگيري است. كودك در هنگام بازي، آزادانه آزمايش مي كند و بر اساس نتايج آزمايش خود تجربه كسب مي كند و از طريق بازي تجربيات خود را دروني مي كند براي مثال كنجكاوي درباره آهنربا در پنج سالگي نگرش علمي را براي سالهاي بعد مي پروراند و يا به خوبي مطالعه جاذبه زمين- سياره هاي در حال حركت و مشابه آن است.

كودكان ازطريق بازي به 3 نوع يادگيري اساسسي دست مي يابد:


1- ياديگري در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شايستگي.
2- يادگري درباره ديگران و جهان پيرامون و توانايي توسعه آگاهي خود نسبت به ديگران.
3- يادگيري حل مسائل:كودك نياز دارد اظهار نظر كندو كاوش نمايد براي مثال هر كودكي نياز دارد كه از چگونگي كار آنها آگاهي مي يابد و زماني كه به كمك نياز دارد مي تواند از ديگران كمك بگيرد بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه دو عامل استعداد(فرصت و امكان يادگيري) و راهنمايي درست براي خوب ياد گرفتن ضرورت دارد در بازي كودك فرصت پيدا مي كند تا نيروهاي بالقوه خود را به نيروهاي بالفعل تبديل كندو تحت راهنماييهاي مناسب بر يادگيري خود بيفزايد.
بازيهاي ذهني مثل شطرنج بازي، حل جدولها و يا مسائل ساده حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصيت اطفال مي گردند. در بازيهاي ذهني كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حل كردن مسائل هستند.

به طور كلي مي توان گفت كه نخستين پيروزي بزرگ انسان در يادگيري، كسب مهارت در به كار بردن حواس مي باشد و كودك در بازي از طريق لمس كردن، دست ماليدن، بكار انداختن حواس بخصوص بساوائي، چشايي و بويايي حواسش را رشد و توسعه مي دهد.

كودك از طريق بازي در واقع مي تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چيست؟ آيا فرمانده است يا فرمانبر؟ تابع است يا متبوع؟ آرام است يا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد ياتسليم؟ همچنين بسياري از صفات و خصوصيات كودك مثل شجاعت يا ترس يا مهر و خشم و ابتكار از طريق بازي است كه كشف مي شود.

- رشد اجتماعي
بازي در رشد اجتماعي كودكان تاثير چشمگيري دارد. كودكان اغلب براي اولين بار از راه بازي گروهي به ارزش كوذكان ديگر كه بدون آنان بازي مقدور نيست پي مي برند آنان ياد مي گيرند كه چگونه از طريق بازي يكديگر را قبول داشته باشند. درباره قوانين بازي توافق كنندو گروهي به بازي بپردازند. مفهوم همكاري، پيروزي بر گروه رقيب، شكست، همچشمي و برتري طلبي اغلب در بازيهاي جمعي و گروهي به رشد لازم مي رسد. از طرف ديگر كودك در ضمن بازي با رفتار بزرگسالان و نقشي كه خود او در آينده بايد ايفا كند آشنا مي شود و قدرت جسماني-كلامي، ذهني و استعداد خود در برقراري ارتباط با ديگران را گسترش مي دهد.

از بعد رشد اجتماعي، تعامل در بازي با ديگر كودكان، كودكك را قادر مي سازد تا تصورش را از خود و ديگران به صورت عام رشد دهد. كودكي كه بازي مي كند نقش خود را به طور مرتب تغيير مي دهد و مجبور مي شود چشم انداز خود را نيز تغيير دهد. در بازيهاي گروهي كه دراين مقررات و قواعد است بازيكن بايد نقش ديگر بازيكنان را بداند- همانطور كه نقش خود را مي داند- همچنين بايد توانايي بر عهده گرفتن نقش ديگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزيابي توانايهاي خود در مقابل ديگرن مي كند و هويت يا تصور از خود را بهبود مي بخشد. بچه هايي كه بازي مي كنند بيش از هويت خود ياد مي گيرند. آنها از طريق بازي كردن نقشهاي مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعي و معيارهايي را كه رفتار بازيگر را تنظيم مي كند مي آموزند.

در بازيهايي كه داراي مقررات و قواعدي هستند، بازيگر بايد ياد بگيرد كه به قواعد بازي، حتي زماني كه انگيزه هاي آني او را به سوي يكي رفتار كاملا متفاوت سوق مي دهد تسليم شود.
كودك در بازي ياد مي گيرد كه چگونه در بين جمع زندگي كند. چه ضوابطي را براي زندگي در نظر داشته باشد در درگيريها، در معركه زندگي چه موضعي و چه راه و روشي را در پيش گيرد. بازيها افراد را به مقررات و ضوابط زندگي آشنا مي كنند، روح سازگاري را در افراد پديد مي آورند فنون زندگي جمعي را عملا به طفل ياد مي دهند. كودك در سايه بازي در مي يابد كه هميشه نمي تواند از طريق اعمال خشم به پيش برود. در همه جا نمي تواند عصباني شود و نظرات خود را اعمال نمايد همه گاه نمي تواند ديگران را وادار به تسليم خواسته هاي خود كند بلكه در مواردي كه لازم است تسليم خواسته هاي ديگران باشد بخصوص كه آن خواسته ها بحق باشند. بازي به كودكان مي آموزد كه زندگي يك داد و ستد است درازاي دريافت خدمتي بايد خدمتي براي ديگران انجام داد. اگر چيزي از كسي مي گيريم بايد چيزي هم متقابلا به او بدهيم و گرنه اجتماع و جود ما را تحمل نخواهد كرد و بالاخره بازي افراد را واميدارد كه تن به پذيرش و صلح دهند و دريابند كه همه گاه نمي تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر ديگران اعمال كرد.

- رشد اخلاقي
بازي يكي از مهمترين عواملي است كه در تربيت اخلاقي كودك نقش مهمي ايفا مي ك كودك هنگام بازي در ميابد كه اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آيد بايد درستكار، راستگو، عادل و ... باشد كودك هنگام بازي پي مي برد كه خوب يا بد بودن يك عمل چگونه است و ديگران چگونه با او برخورد مي كنند براي مثال در بازي دزد و پليس كودك متوجه مي شود كسي كه دزد است عمل بدي انچام داده كه منجر به تعقيب او به وسيله پليس شده است و در نهايت با دستگير شدن و پذيرش تنبيه به زشتي و غير اخلاقي بودن دزدي صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعي احترام مي گذارد و در عين حال صفات و خصايلي كه كودك در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان كسب مي كند در بازي تكامل مي ييابد از طريق بازي مي توان نقايص فردي، اخلاقي و شخصيتي او را اصلاح كرد و فكر و انديشه او را رشد داد كودكي كه ترسو و بزدل است از طريق بازي مي تواند شجاع و با شهامت باز آيد مثلا بازي قايم موشك آن هم در شب خود م يتواند ترس او را از تاريكي تعديل كند و يا از بين ببرد زيرا طفل ناگزير است به گوشه اي بخزد، در تاريكي قرار و آرام گيرد. در ضمن بازي مي توان كودك بدخوه را از اين حالت بدخواهي بدرآورد حس برادري، تعاون، نوعدوستي و برابري تعاون، نوعدوستي و برابري را به او ياد داد. عقده اي را از او حل كند و ناراحتي ها را از او دور ساخت.

- رشد حسي
فعاليتهاي اطفال در بازي باعث تقويت عضلات اعصاب و قلب آنها مي گردد اطفال به بازي مبادرت مي ورزند زيرا كه آنها از لحاظ بدني سالمند. به عبارتي ديگر فعاليت كودكان در بازي نشانه سلامت آنهاست و به حدي اين موضوع طبيعي است كه چنانچه كودكي بازي نكند ما به اين فكر مي افتيم كه بايد اتفاق ناگوار رخ داده باشد اگر كودكان را از بازي كردن محروم سازيم به احتمال قوي از آنها خوشي ار دور ساخته و بالطبع رشد آنها را مختل نموده ايم. رشد ذهني تا اندازه اي به رشد جسمي بستگي دارد به طور خلاصه بازي كاملترين پرور شار براي بدن، ذهن، شخصيت و منش آدمي فراهم مي آورد.
بازي جزئي تفكيك ناپدير از زندگي كودكان است. كودكان بيش از هر امر ديگر وقت خود را به بازي اختصاص مي دهند. البته بازي مختص كودكان نيست بلكه بازي در تمام طول زندگي انسان مشاهده مي شود منتها نوع بازي و مدت زماني كه افراد در سنين مختلف به آن اختصاص مي دهند متفاوت است.

با اينكه بازي به عنوان بخش پديرفته شده اي از زندگي كودك، از اهميت ويژه اي برخوردار است اغلب مردم كمتر به نقش آن پي برده اند. مردم غالبا به بازي به عنوان عامل وقت گذراني نگاه مي كنند و اين نگرش در مورد كودكاني كه مشغول تحصيل هستند به وضوح قابل مشاهده است. اغلب شنيده ايم كه والدين اين گروه از كودكان آنان را از بازي منع مي كنند و اين جمله معروف را كه «برو درسهايت را بخوان، بازي بس است» به كار مي برند و الدين كمتر به اين نكته توجه دارند كه كم بازي كردن كودك را از بسياري موفقيتهاي يادگيري محروم مي كند. زيرا بازي موثرترين و پرمعناترين راه يادگيري براي كودك است و جبران آن از طريق ديگر امكان پذير نيست.

با توجه با اهميت بازي در رشد كودك ما در اين مقاله به بحث و تفسير بازي در فرايند رشد كودك خواهيم پرداخت.

اهميت و ضرورت بازي براي كودكان
مهم ترين مشغوليت كودك در زندگي بازي است. كودك در جريان بازي و در يك زمان پرورش فكري، عاطفي جسمي و اجتماعي مي يابد و آنچه او از طريق بازي بدست مي آورد به طور مثبت كسب مي كند زيرا اساس آن تجربه است اين تجربه اي است كه از طريق عضلات و حواس خود كودك، به دست آمده است. بازي بكي از مهمترين موضوعات تربيتي است كه بسيار مورد توجه روان شناسان و علماي تعليم و تربيت قرار گرفته است با آنكه از زمان (ميشل متني) فيلسوف و مربي بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولي در هيچ عصري باندازه زمان ما بازي مورد مورد مطالعه و تحقيق دقيق روان شناسان واقع نشده است. تحيقات جديد نشان داده است كه بازي تاثير بسياري در رشد بدني و ذهني كودكان دارد. بدن تنها وسيله اي است كه كودك بوسيله آن مي تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درك كند.

بازي وسيله طبيعي كودك براي بيان و اظهار «خود» است. (آلفرد آدلر) روان شناس معروف مي گويد كه «هرگز نبايد به بازيها به عنوان روشي براي وقت كشي نگاه كرد».كاينست اظهار مي دارد كه بازي كردن براي كودك مساوي است با صحبت كردن براي يك بزرگسال. بازي و اسباب بازي، كلمات كودكان هستند». اريكسون مي گويد:« بازي عملكرد خود است. كوششي جهت هماهنگ كردن فرآيندهاي جسمي و اجتماعي با خويشتن.»

بازي، روش طبيعي شركت كودكان در فعاليتهايي است كه سرانجام سبب كسب مهارت و ورزيدگي براي مقابله با مشكلات زندگي مي شود كودكان از طريق بازي احساسات، ناكاميها و اضطرابهاي خود را بيان مي دارد. همه كودكان فارغ از رنگ پوست و مو يا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر كجاي دنيا كه باشند بازي مي كنند فعاليت بازي در واقع تلاش كودك براي كنار آمدن با محيط است كه از اين طريق او خود را مي يابد و دنيا را درك مي كند.

پياژه به اين نكته اشاره مي كند:«بازي اساسا يكي ساختن واقعيت با خود است اگر بتوانيم بازي كودك را درك كنيم مسلما قادر خواهيم بود كه افكار و عواطف آنها را بشناسيم. بازي وسيله خوبي براي درمانگر است براي درك بيشتر دنياي كودك»

به خاطر اهميت بازي در زندگي انسانها به ويژه كودكان روانشناسان از ديرباز آن را مورد توجه قرار داده اند ولي به سبب ماهيت پيچيده اي كه دارد هنوز كاملا شناخته نشده است و در مورد تعريف آن بين روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد لذا هر يك از آنان بازي را از جنبه هاي مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي به كار برده اند.
درمورد اهميت بازي به طور خلاصه مي توان گفت كه از راه بازي مي توان ضوابط و مقرراتي به كودك آموخت و ناسازگاريهاي اور ا مي توان اصلاح كرد. نابساماني هاي او را سرو سامان داده و به راه عقل و انديشه و پذيرش انظباط انداخت.

تعريف بازي:
همه محققان علوم تربيتي بر اين عقيده هستند كه تعريف قطعي و دقيقي براي بازي وجود ندارد. شايد يكي از دلايل آن اين باشد كه هميشه بازي با كار آميخته است و آنچه را ما كار مي دانيم احتمالا با طرز تلقي ديگر بازي ناميده مي شود و بر عكس دانشمندان مسال تربيتي ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي ارائه كرده اند يكي از ملاكها اين است كه بازي را فعاليتي، بي هدف بدانيد يعني فعاليتي كه هيج نوع نفعي براي فرد ندارد و هدف آن در خود آن است به دنبال اين نظر «كارل گروس» دانشمندي كه در زمينه روانشناسي كودك در مورد بازي بررسي هاي جالبي دارد و براي اولين بار به جنبه كنش بازي در بين ساير فعاليتها توجه كرده، معتقد است كه بازي يك نوع كنش تمريني مقدماتي و كمك كننده براي فعاليتهايي كه فرد در آينده مي خواهد انجام دهد.

«كارل بوملر» اصل لذت را به عنوان ملاك تعريف بازي قبول مي كند.. اصل لذت را در برابر اصل واقعيت قرار مي دهد بدين معني كه كودك در ابتداي مسير تحول خود از اصل لذت پيروي مي كندو بعدها از اصل واقعيت تبيعيت مي كند بدون آنكه اصل لذت كاملا از بين برود. پياژه روان شناس سوئيسي بازي را تحت عنوان يكي ساختن واقعيت با خود تعريف ميكند و براي شناخت بازي آن را با كار مقايسه كرده و براي تميز اين دو نوع فعاليت انساني 5 ضابطه بر شمرده است:
1- بازي فعاليتي است كه هدفش در خود آن نهفته است در حالي كه هدف كار در خارج آن قرار دارد.
2- بازي فعاليتي است كه انجام آن موجب خشنودي و خوشحالي بازي كننده مي گردد در حالي كه كار ضرورتا خوشايند نيست.
3- بازي فعاليتي است كه فرد آن را اختيار مي كند در حالي كه كار خاصيتي اجباري و الزامي دارد.
4- بازي از قيد سازمان آزاد و رهاست در حال يكه كار معمولا با سازماندهي همراه است.
5- بازي از كشمكش و پرخاش دور است حال آنكه ماهيت كار گرايش آشكاري به سوي كشمكش و پرخاش است.

البته شايد در موردبازيهاي آموزشي و انفرادي كودكان، بتوان پنج معيار ذكر شده پياژه را صادق دانست ولي در پاره اي از بازيها مانند بازيهاي تقليدي و نمايشي ، نگرانيها و اضطرابهاي كودكان به روشني قابل مشاهده است.

اگر ورزش را با پنج معيار بسنجيم به اين حقيقت مي رسيم كه انواع ورزشها داراي خصوصيات و صفات مشتركي هستند. اكثر ورزشها نوعي سازمان را ايجاب مي كنند و اطفال در ورزش مجبورند از قواعد و مقررات خاصي پيروي نمايند و نمي توان آن را جز بازي به معني وسيع كلمه شامل انواع ورزشها، مشغوليتها، اسپرتها و تفريحات است و به معني دقيق شامل فعاليتهايي است كه عاري از هدف خارجي بوده. اختياري، دلپذير و فاقد سازمان مي باشد. بنابراين مي توان گفت "گرگم بهوا ، قايم موشك و عروسك بازي، ساختمان سازي و ... بازي به معني واقعي است.

وحيد رواندوست استاديار سابق دانشگاه شهيد بهشتي در تعريف بازي مي گويد: «بازي عبارت از هر نوعي فعاليتي است كه براي تفريح و خوشي و بدون توجه به نتيجه نهايي صورت مي گيرد. انسان به طور داوطلبانه وارد اين فعاليت مي شود و هيچ نيروي خارجي يا اجباري در آن دخيل نيست».
با توجه به تعاريف و نظرات گوناگون در مورد بازي، تعريف بازي اينطور در ذهن من شكل گرفت كه:«بازي به مجموعه فعاليتهاي ذهني و عملي گفته مي شود كه كودك براي ارتباط با دنياي خارج از روي ميل و اختيار انجام ميدهد.

نقش بازي در رشد شخصيت كودكان:
- رشد هوشي:
يكي از فرضيه هاي روان شناسي اين است كه بازي رشد هوشي را تسريع مي كند در تاييد اين فرضيه نتايح پژوهشها نشان مي دهد كودكاني كه فاقد هر گونه اسباب بازي مي باشند و يا امكانات اندكي براي بازي دارند، از لحاظ شناختي از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر اين فرزندان خانواده هاي كم در آمد نسبت به كودكان طببقه متوسط كمتر در بازيهايي كه بهش كل «نقش بازي كردن» انجام مي شود شركت مي كنند. بنابراين بعضي از روانشناسان معتقدند يكي از دلايلي كه كودكان طبقه كم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات يادگيرري روبرو مي شوند اين است كه كمتر بازي مي كنند بازيهاي آنان چندان پيچيده نيست و نسبت به بازيهاي كودكان طبقه متوسط از تنوع كمتري برخوردار است. اگر بپذيريم كه بازي براي رشد هوشي اهميت دارد در اين صورت آشنا كردن كودكان با بازي يكي از عواملي است كه رشد شناختي را تسهيل مي كند.

«فيليپس لون استيامن» كه يكي از مبلغان مزاياي بازي است برنامه هايي ترتيب داد تا كودكان خانواده هاي كم درآمد به اسباب بازي دسترسي پيدا كنند به مادران نيز آموخته شد كه چطور با فرزندانشان و اسباب بازي آنها بازي كنند در اين برنامه اسباب بازي وسيله ايست براي تحريك كلامي و روابط محبت آميز رشد شناختي را تسهيلل مي كند شايد نتايج موفقيت آميز اين برنامه بيشتر ناشي از اين جنبه باشد تا صرف وجود اسباب بازيها.

به طور كلي كودكان پيش دبستاني بيشتر از راه حواس و يا بهتر بگوييم توسط ارگانيسم (خود) ياد مي گيرند تا از تفكر منطقي. هر چند حواس مبناي فيزيولوژيك دارند اما بازي بهترين مربي كودكان به شمار مي رود. به علاوه بازي مهارتهاي كودكان رادر نگاه كردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشيا، درك فاصله ها- فهميدن مفاهيم مربوط به خود، بوها و مزه ها و مانند آن راافزايش مي دهد تمامي اين فعاليتها مي بايد ضمن بازي به گونه اي غير مستقيم آموخته شوند.

عملكرد كودكان از طريق اعمال رواني- حركتي براي رشد و تكامل ذهني آنان امري حياتي است كودك بكي گيرنده طبيعي جستجوگر و كاشف و يك پردازش كننده اطلاعات است. اما بايد امكاناتي برايش فراهم شود تا بتواند به اعمال يادگيري بپردازد با اشيا تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائيهاي بالقوه و قابليت خود براي سازمان دادن به تجاربش، دنياي خارج را در ذهن خود بسازد بنابر اين هرچه كودك يادگيرنده فعالتر باشد بيشتر ياد مي گيرد و هر اندازه بيشتر ياد بگيرد هوش او بيشتر رشد مي كند و هر اندازه كه هوش او بيشتر رشد كند بيشتر ياد خواهد گرفت. بازي واسطه يادگيري است. كودك در هنگام بازي، آزادانه آزمايش مي كند و بر اساس نتايج آزمايش خود تجربه كسب مي كند و از طريق بازي تجربيات خود را دروني مي كند براي مثال كنجكاوي درباره آهنربا در پنج سالگي نگرش علمي را براي سالهاي بعد مي پروراند و يا به خوبي مطالعه جاذبه زمين- سياره هاي در حال حركت و مشابه آن است.

كودكان ازطريق بازي به 3 نوع يادگيري اساسسي دست مي يابد:


1- ياديگري در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شايستگي.
2- يادگري درباره ديگران و جهان پيرامون و توانايي توسعه آگاهي خود نسبت به ديگران.
3- يادگيري حل مسائل:كودك نياز دارد اظهار نظر كندو كاوش نمايد براي مثال هر كودكي نياز دارد كه از چگونگي كار آنها آگاهي مي يابد و زماني كه به كمك نياز دارد مي تواند از ديگران كمك بگيرد بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه دو عامل استعداد(فرصت و امكان يادگيري) و راهنمايي درست براي خوب ياد گرفتن ضرورت دارد در بازي كودك فرصت پيدا مي كند تا نيروهاي بالقوه خود را به نيروهاي بالفعل تبديل كندو تحت راهنماييهاي مناسب بر يادگيري خود بيفزايد.
بازيهاي ذهني مثل شطرنج بازي، حل جدولها و يا مسائل ساده حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصيت اطفال مي گردند. در بازيهاي ذهني كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حل كردن مسائل هستند.

به طور كلي مي توان گفت كه نخستين پيروزي بزرگ انسان در يادگيري، كسب مهارت در به كار بردن حواس مي باشد و كودك در بازي از طريق لمس كردن، دست ماليدن، بكار انداختن حواس بخصوص بساوائي، چشايي و بويايي حواسش را رشد و توسعه مي دهد.

كودك از طريق بازي در واقع مي تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چيست؟ آيا فرمانده است يا فرمانبر؟ تابع است يا متبوع؟ آرام است يا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد ياتسليم؟ همچنين بسياري از صفات و خصوصيات كودك مثل شجاعت يا ترس يا مهر و خشم و ابتكار از طريق بازي است كه كشف مي شود.

- رشد اجتماعي
بازي در رشد اجتماعي كودكان تاثير چشمگيري دارد. كودكان اغلب براي اولين بار از راه بازي گروهي به ارزش كوذكان ديگر كه بدون آنان بازي مقدور نيست پي مي برند آنان ياد مي گيرند كه چگونه از طريق بازي يكديگر را قبول داشته باشند. درباره قوانين بازي توافق كنندو گروهي به بازي بپردازند. مفهوم همكاري، پيروزي بر گروه رقيب، شكست، همچشمي و برتري طلبي اغلب در بازيهاي جمعي و گروهي به رشد لازم مي رسد. از طرف ديگر كودك در ضمن بازي با رفتار بزرگسالان و نقشي كه خود او در آينده بايد ايفا كند آشنا مي شود و قدرت جسماني-كلامي، ذهني و استعداد خود در برقراري ارتباط با ديگران را گسترش مي دهد.

از بعد رشد اجتماعي، تعامل در بازي با ديگر كودكان، كودكك را قادر مي سازد تا تصورش را از خود و ديگران به صورت عام رشد دهد. كودكي كه بازي مي كند نقش خود را به طور مرتب تغيير مي دهد و مجبور مي شود چشم انداز خود را نيز تغيير دهد. در بازيهاي گروهي كه دراين مقررات و قواعد است بازيكن بايد نقش ديگر بازيكنان را بداند- همانطور كه نقش خود را مي داند- همچنين بايد توانايي بر عهده گرفتن نقش ديگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزيابي توانايهاي خود در مقابل ديگرن مي كند و هويت يا تصور از خود را بهبود مي بخشد. بچه هايي كه بازي مي كنند بيش از هويت خود ياد مي گيرند. آنها از طريق بازي كردن نقشهاي مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعي و معيارهايي را كه رفتار بازيگر را تنظيم مي كند مي آموزند.

در بازيهايي كه داراي مقررات و قواعدي هستند، بازيگر بايد ياد بگيرد كه به قواعد بازي، حتي زماني كه انگيزه هاي آني او را به سوي يكي رفتار كاملا متفاوت سوق مي دهد تسليم شود.
كودك در بازي ياد مي گيرد كه چگونه در بين جمع زندگي كند. چه ضوابطي را براي زندگي در نظر داشته باشد در درگيريها، در معركه زندگي چه موضعي و چه راه و روشي را در پيش گيرد. بازيها افراد را به مقررات و ضوابط زندگي آشنا مي كنند، روح سازگاري را در افراد پديد مي آورند فنون زندگي جمعي را عملا به طفل ياد مي دهند. كودك در سايه بازي در مي يابد كه هميشه نمي تواند از طريق اعمال خشم به پيش برود. در همه جا نمي تواند عصباني شود و نظرات خود را اعمال نمايد همه گاه نمي تواند ديگران را وادار به تسليم خواسته هاي خود كند بلكه در مواردي كه لازم است تسليم خواسته هاي ديگران باشد بخصوص كه آن خواسته ها بحق باشند. بازي به كودكان مي آموزد كه زندگي يك داد و ستد است درازاي دريافت خدمتي بايد خدمتي براي ديگران انجام داد. اگر چيزي از كسي مي گيريم بايد چيزي هم متقابلا به او بدهيم و گرنه اجتماع و جود ما را تحمل نخواهد كرد و بالاخره بازي افراد را واميدارد كه تن به پذيرش و صلح دهند و دريابند كه همه گاه نمي تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر ديگران اعمال كرد.

- رشد اخلاقي
بازي يكي از مهمترين عواملي است كه در تربيت اخلاقي كودك نقش مهمي ايفا مي ك كودك هنگام بازي در ميابد كه اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آيد بايد درستكار، راستگو، عادل و ... باشد كودك هنگام بازي پي مي برد كه خوب يا بد بودن يك عمل چگونه است و ديگران چگونه با او برخورد مي كنند براي مثال در بازي دزد و پليس كودك متوجه مي شود كسي كه دزد است عمل بدي انچام داده كه منجر به تعقيب او به وسيله پليس شده است و در نهايت با دستگير شدن و پذيرش تنبيه به زشتي و غير اخلاقي بودن دزدي صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعي احترام مي گذارد و در عين حال صفات و خصايلي كه كودك در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان كسب مي كند در بازي تكامل مي ييابد از طريق بازي مي توان نقايص فردي، اخلاقي و شخصيتي او را اصلاح كرد و فكر و انديشه او را رشد داد كودكي كه ترسو و بزدل است از طريق بازي مي تواند شجاع و با شهامت باز آيد مثلا بازي قايم موشك آن هم در شب خود م يتواند ترس او را از تاريكي تعديل كند و يا از بين ببرد زيرا طفل ناگزير است به گوشه اي بخزد، در تاريكي قرار و آرام گيرد. در ضمن بازي مي توان كودك بدخوه را از اين حالت بدخواهي بدرآورد حس برادري، تعاون، نوعدوستي و برابري تعاون، نوعدوستي و برابري را به او ياد داد. عقده اي را از او حل كند و ناراحتي ها را از او دور ساخت.

- رشد حسي
فعاليتهاي اطفال در بازي باعث تقويت عضلات اعصاب و قلب آنها مي گردد اطفال به بازي مبادرت مي ورزند زيرا كه آنها از لحاظ بدني سالمند. به عبارتي ديگر فعاليت كودكان در بازي نشانه سلامت آنهاست و به حدي اين موضوع طبيعي است كه چنانچه كودكي بازي نكند ما به اين فكر مي افتيم كه بايد اتفاق ناگوار رخ داده باشد اگر كودكان را از بازي كردن محروم سازيم به احتمال قوي از آنها خوشي ار دور ساخته و بالطبع رشد آنها را مختل نموده ايم. رشد ذهني تا اندازه اي به رشد جسمي بستگي دارد به طور خلاصه بازي كاملترين پرور شار براي بدن، ذهن، شخصيت و منش آدمي فراهم مي آورد.


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 18:43  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

تقلب در امتحان

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1389/6/16/23407_434.jpg

نام امتحان همواره دلهره‌آور و اضطراب‌آفرین است. آزمون و امتحان هر چه باشد با محرومیت‌ها و بی‌خوابی‌ها و بالاخره با سرنوشت انسان گره خورده است و پیامد آن نگرانی از سرزنش‌ها، دلهره شکست، عقب‌ماندن و ناکامی در آرزوها و آرمان‌ها روح و جان آزمون‌دهنده را می‌آزارد و باعث می‌شود تا به دنبال راهی باشد تا در مورد موفقیت اطمینان بیابد که یکی از این راه‌هایی که ممکن است به طرف آن گرایش پیدا کند تقلب در امتحان است.
با اینکه برای مقابله با این تخلف در آموزش و پرورش قوانین دقیقی پیش‌بینی شده است اما در عمل این مشکل روز به روز در حال گسترش است و بیم آن می‌رود که در آینده‌ای نه‌چندان دور دیگر نتوان با دیدن مدرک تحصیلی کسی در مورد معلومات و دانش وی اظهارنظر کرد .

تعریف تقلب :
اگر دانش‌آموزی بدون استفاده از معلومات خود با دستیابی به پاسخ سوالات قبل از جلسه یا در جلسه امتحان نمره‌ای کسب کند تقلب محسوب می‌گردد.

چرا باید از انجام تقلب جلوگیری گردد؟
1 - در صورت داشتن امید به تقلب دانش‌آموز هیچ تلاشی برای یادگیری درس نشان نمی‌دهد.
2- دانش‌آموز ساعی با دیدن رواج تقلب و دریافت نتایج غیرواقعی دیگران با استفاده از این روش، انگیزه خود را نسبت به تلاش برای یادگیری از دست می‌دهد.
3- تقلب در صورت آشکار بودن، نوعی بی‌حرمتی و توهین به معلم است.
4- با رواج تقلب دانش‌آموز یاد می‌گیرد که روش رسیدن به هدف چندان مهم نیست، مهم رسیدن به هدف است از هر راهی.
5- دانش‌آموزی که در پایه‌های پایین‌‌تر از این روش استفاده کرده است در سال‌های بعد در یادگیری مطالب جدید دچار مشکل می‌شود.


انواع تقلب :
برخی از نمونه‌‌های تقلبی که دانش‌آموز در جلسه امتحان به کار می‌برد به شرح زیر می‌باشد:
1- دیدن: در این مورد دانش‌آموز سعی می‌کند تا از محتویات ورقه دیگران استفاده کند که رایج‌ترین نمونه تقلب می‌باشد.
راه‌حل‌های پیشنهادی: زیاد کردن فاصله صندلی‌ها، استفاده از چند نمونه برگه سئوال، در نظر گرفتن جای معینی زیر هر سئوال برای نوشتن جواب، تعیین زمان مناسب برای هر آزمون و ندادن وقت اضافی.
2- گفتار
راه‌حل‌های پیشنهادی
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 20:5  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 


بوي مهر، بوي مهرباني، بوي لبخند، بوي درس و مدرسه و شوق كودكانه در پياده روها، بوي نمره هاي بيست، بوي دفتر حساب و مشق هاي ناتمام، بوي دوستي و محبت...
    پاييز با خود شور مي آورد و قاصدكها خبر بازگشايي مدارس مي دهند، درختان آماده مي شوند تا با شوق، برگهاي رنگارنگشان را چون كاغذهاي رنگي بر سر كودكاني كه مشتاقانه به مدرسه مي روند بريزند و سارها بر شاخه هاي انبوه درختان صف كشيده اند، تا آوازهاي گرمشان را بدرقه كنند. نسيم، نفس هاي معطرش را هر صبح بر گونه هاي سرخابي كودكانه شان مي دمد تا خواب را در سايه هاي كوتاه ديوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حياط منتظر مدرسه بدوند.
    ديوارهاي آجرنماي مدرسه را سراسر شور و شوق پر كرده است. كلاسها با آغوش باز در آستانه درها ايستاده اند تا ميهمانان خود را در آغوش بكشند. واژه ها بر تخته هاي سياه جان مي گيرند و پروانه مي شوند تا در نفس هاي هيجان زده كودكان پرواز كنند و فضاي لرزان كلاس را گرم نمايند. چه شور و حالي دارد اين روزهاي آغاز مدرسه، روزهايي سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهاي مهر و مدرسه، روزهايي كه خيابانها سرخوش هيجان لبريز صداهاي كودكانه جاري در پياده روهايند. روزهايي كه عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره كلاس ها سرك مي كشد تا با بالاآمدن آفتاب، تنشان را در نفس هاي معطر كودكان شست وشو دهند. روزهايي كه آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بيدار مي شود. روزهايي كه ماه، بالاي سر دفترهاي مشق به خواب مي رود.
    امروز اولين روز از ماه مهر و شروع فصل پاييز، ماه تحصيل، تلاش، مشق و مدرسه است .
... آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 21:12  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

تقویت املا در بچه های کلاس اولی

 

  

راه های آموزش و  تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:

 

نکته مهم: به تدریج، مصوّت های کوتاه (حرکت های فتحه، کسره، ضمّه) غیر اوّل را از مسیر آموزش املا بردارید. و همچنین به تدریج، از کلمه سازی به سمت جمله سازی حرکت نمایید.

۱- روان خوانی و درست خواندن متن دروس

۲- یادگیری و حفظ حروف الفبای فارسی

۳- بخش کردن و صدا کشی کلمات: کاری خسته کننده برای دانش آموز است. بهتر است پس از مدّتی کار با این روش، به سراغ روش های دیگر برویم. جدول آن نیز مفید است(همانند بنویسیم).

۴- مشق دو رنگی: حرف های هر کلمه را یک در میان با دو رنگ بنویسد. مثال: امین برادر آزاده است.

۵- تمرین با جدول ترکیب صامت با مصوّت: اگر با استفاده از این جدول کلمه بسازیم، خیلی عالی است.

۶- یک کلمه بنویسیم و به تعداد حرف و صدای آن، جلویش گردی بکشیم.

7- درب نوشابه: مانند بازی بالاست که حروف را داخل درب نوشابه می نویسیم.

8- انواع بازی: بهترین راه است. زیرا همه بازی را دوست دارند، خسته نمی شوند، در ذهن بهتر نقش می بندد.

9- کلمه سازی: حروف الفبا را به صورت کارت های خیلی کوچک در می آوریم. بچّه ها را گروه بندی می کنیم و کارت ها را به تعداد مساوی با حروف مساوی بین آن ها تقسیم می کنیم. در مدّت زمان مشخّص، هر گروهی که کلمات بیش تری با تعداد حروف بیش تر درست کند، برنده است. در این بازی حروف پرکاربرد، باید با تعداد بیش تری در اختیار هر گروه باشد.

نکته: مهم ترین بخش، روش های ابتکاری خود هم کاران عزیز مي باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 19:18  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

طرح درس

تهیه کننده : …ابراهیم دریجانی……………

سال تحصیلی :

اهداف درس 18 (اگر طبیعت زیبای ایران نباشد  ) :

1 ـ توسعه و گسترش آشنایی با جلوه های زیبای طبیعت ایران

2 ـ تقویت علاقه مندی و ارزش گذاری به جلوه های طبیعی ایران

3 ـ تقویت و توسعه ی میهن دوستی

4 ـ رشد و پرورش حس زیبایی شناختی و زیبا دوستی

5 ـ آشنایی با برخی نکات زبانی (ساخت واژه های غیر ساده و نثر عادی و نثر ادبی ).

ارزشیابی تشخیصی :

قبل از تدریس درس جدید سؤالاتی راجع به درس گذشته به عمل می آوریم :نظیر این سؤالات :ا  ـ توصیه ی پدر برای نوشتن یادداشت روزانه چه بود ؟

2 ـ کلمه هایی مانند دانش آموز کلاس و مردبزرگ را می نویسیم و از دانش آموزان می خواهیم که موصوف و صفت و مضاف و مضاف الیه را در کلمات ذکر شده بیابند واگر اشکال ویا ابهامی در درس ویا دروس دیگر داشتند در صدد رفع آنها بر می آییم و دوباره توضیحاتی در جهت تشخیص نکات دستوری و... ارائه می دهیم ،تا اشکالات احتمالی دانش آموزان رفع گردد. (10 دقیقه )

آماده سازی وایجاد انگیزه :

قبل از اینکه تدریس درس را شروع کنیم ،سرود ملی را از ضبط صوت مدرسه در کلاس پخش می کنیم وبه عکس العمل دانش آموزان توجه می کنیم . مشاهده می کنیم که آنها بلافاصله با شنیدن آهنگ اولیه ی سرود ملی این آهنگ موزون و آشنا از جا برمی خیزند و همراه با ضبط صوت همنوا می شوند .پس از پایان و اتمام سرود راجع به احساس آنها نسبت به سرود ملی و ایران می پرسیم :« فاطمه شما از شنیدن این سرود چه احساسی داشتی ؟» ‌جواب می دهد :« خانم ! یک حس غیر قابل توصیف ، اینکه وطنم را دوست دارم واحساس غرور می کنم .» از دیگران نیز همین پرسش را می کنیم . آنها نیز می گویند :«با شنیدن نام ایران ،به یاد رشادت ، سر افرازی ، سربلندی ،شهادت ،و احترام نسبت به تمام ایران و مردمان دلیر این مملکت زیبا می افتیم .»

سپس از دانش آموزان می خواهیم که سرود « ای ایران ،ای مرز پر گهر » را به صورت دسته جمعی در کلاس بخوانند .

پس از پایان سرود از گروه بندی شاگردان استفاده می کنیم و می گوییم باهم مشورت کرده وبا بهترین و زیباترین جمله ایران را توصیف کنند .جملات گروهها را در پای تابلو می نویسیم و با انتخاب خود دانش آموزان ،گروهی را که صاحب بهترین جمله است را مورد تشویق قرار می دهیم . (10 دقیقه )

ارائه ی درس جدید :

در این وقت کارت هایی را که از مناظر و جاهای دیدنی ایران تهیه کرده ایم ،به تک تک دانش آموزان می دهیم که حاوی پیام تبریک به مناسبت فرارسیدن سال  جدید است . از دانش آموزان می خواهیم که با دقت به تصاویر نگاه کرده و جاهایی را که بازدید نموده اند ،برای دیگران از خاطره ی آن سفرخود تعریف نمایند ویا اتفاقات جالب آن را ذکر کنند . ویا تصاویر مربوط به کدام استان ویا کدام نقطه ی ایران می باشند و آنها می توانند تصاویر خود را با یکدیگر تعویض نموده ویا به صورت گروهی به تماشای آنها بپردازند .

 به دانش آموزان می گوییم :«بچه ها ! با دقت به تصاویری که در اختیار دارید چه چیزی درک می کنید ؟ »

جواب می دهند :« خانم می فهمیم که ایران چه قدر مکان و مناظر زیبایی دارد که قابل وصف نیست . مثل اینکه نقاش چیره دستی آنها را به تصویر در آورده است .ویا بهتر است بگوییم ایران بهشتی دیگر است . واقعاً خداوند چقدر مهربان و تواناست .« به درستی که خداوند زیباست وزیبایی هارا دوست دارد .»»

به فراگیران می گوییم :«دختران خوبم !آماده ی سفر شوید می خواهیم به جاهای مختلف ایران سری بزنیم .چشم های خود را ببندید  ، در شمال ایران درکنار دریای آبی خزر قرار داریم . شما بچه های عزیزم چه حسی دارید باتوجه به اینکه قبلاً به آنجا رفته اید ؟»

زهرا می گوید :« خانم ! همه جا و حتی قله ی کوهها هم سبز است . مانند اینکه پروردگار عالم در همه جای این سرزمین فرشی سبز گسترده است . کشاورزان در شالیزارها مشغول کارند . به کنار دریا که نزدیک می شویم و در کنار ساحل آن قدم می زنیم امواج پی درپی خود را به ساحل می رسانند .و...»

مریم می گوید :«حال به اصفهان ،این شهر زیبا و متمدن دنیا سفری می کنیم . به سوی بازار می رویم ،مسگرها مشغول کارند و قلم زنها با دقت و حوصله ی زیاد مشغول ایجاد نقش بر روی ظروف هستند وسرو صدای خاصی به آنجا بخشیده اند . به طرف سی و سه پل می رویم و به قدم زدن بر روی آن می پردازیم . چقدر شاه عباس صفوی بناهای زیبا ساخته ، به راستی که اصفهان نصف جهان است . همانا انسانهایی مانند شاه عباس که باعث پیشرفت مملکت شده اند قابل تحسین اند .»

معصومه می گوید :« حال به مشهد مقدس ،به شهر«ضامن آهو» ، شهر امید دلها ،به سوی گنبد طلایی امام رضا روانه می شویم . با استقبال گرم مردمانش روبه رو می شویم .زوار به سوی حرم امام روانه هستند . زیرا می خواهند همدمی برای نجواهای  خود بیابند وحرف های دل خود را فقط با او در میان بگذارند . آنها بعداز زیارت به سوی بازارهای این شهر رفته و با سوغاتی های این شهر یعنی نبات و زعفران و زرشک به سوی شهر و دیار خود باز می گردند .» و..

دانش آموزان در ضمن صحبتهایشان از فرهنگ وسنتها و مهمان نوازی های مردم ایران تعریف می کنند . آنها که در دنیا نظیری ندارند .

از دانش آموزان می خواهیم عکس هایی را که از مکان های مختلف ایران که به آنجها سفر کرده اند ،به کلاس بیاورند و با در کنار هم قرار دادن آنها ،آلبوم عکسی بزرگ تهیه می کنیم وبه این ترتیب با استفاده از سوغاتی ها و صنایع دستی و محصولات مختلف استانها و نیز لباسهای محلی هر استان ، نمایشگاهی در کلاس بر پا می شود و از دانش آموزان سایر کلاس ها دعوت می شود از این نمایشگاه دیدن نمایند . به این ترتیب مکانهای تاریخی و دیدنی ایران برای سایر دانش آموزان نیز شناسانده می شود .

در آخر مسابقه ای در بین دانش آموزان گروهها به اجرا در می آید . به این نحو که هر گروه که بیشترین مکان تاریخی استان زنجان را نام ببرد برنده است . می توان به شغلها و سوغاتی ها و ... نیز اشاره کرد .

حال می پرسیم :«بچه ها !در شهر خودمان خرم دره چه چیزی جزء منظر زیبای آن محسوب می شود ؟»

پاسخ می دهند :« خانم ! رود خانه ی آن و نیز جنگلهای سرسبز کنار آن »

حال می پرسیم :«تصور کنید این رودخانه و یا جنگل در کنا ر آن نباشد چه اتفاقی می افتد ؟»

می گویند :«در آن وقت دیگر خرم دره زیبایی نخواهد داشت .»

سپس ادامه می دهیم :« پس ما وظیفه ی سنگین حفظ آنها و نگهداری از میراث گرانبهای ایران وحفظ محیط زیست و شناساندن آنها به دیگران را داریم .»

در ادامه ی تدریس دانش آموزان به طور جداگانه از متن درس روخوانی به عمل می آورند . نیز می توانیم در مورد نکات دستوری توضیحاتی ارائه دهیم مثلاً اینکه با نوشتن نثر توصیفی وادبی زیبایی خاصی به انشا و نوشته های خود بدهیم . 

 (20 دقیقه )   ( ارائه تصاویر از مکان های تاریخی ودیدنی کشور مان )

ارزشیابی تکوینی : در این مرحله از قسمت درک و دریافت درس و یا واژه آموزی وغیره پرسش به عمل می آوریم و اشکالات احتمالی آنهارا دوباره تشریح می نماییم .(5 دقیقه )

تعیین تکلیف : در پایان به دانش آموزان می گوییم :«با توجه به اینکه تعطیلات نوروزی در پیش است ،در هنگام سفر به مکانهای مختلف ،گزارشی ویا عکس و... از بازدیدهای خود تهیه نمایند و پس از پایان تعطیلات به کلاس بیاورند.ویا ماکتی از نماهای تاریخی ایران تهیه نمایند(5 دقیقه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 19:1  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

خواندن با کودکان ناشنوا

خواندن با کودکان ناشنوا و کم شنوا

کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات به جای گوش از چشمان خود استفاده می کنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک نا شنوا را در ارتباط گیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل رو به رو می کند. به همین سبب کودکان ناشنوا بیشتر از مهارت های کافی خواندن بی بهره اند. شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی می تواند نماد های زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین شناخت این نشا نه ها نخستین زبانی است که این کودکان می آموزند ودر ضمن اساسی ترین وسیله ارتباطی آنان به شمار می رود. زبان اشاره یک زبان دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و ریتم ویژه خود، متفاوت از زبان گفتاری است. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکت های بدنی، حالت های بیانی چهره ای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتاب های چاپی نیاز دارند. امروزه برای بهره مند شدن این کودکان از گونه های مختلف داستانی، در کنارمتن اصلی داستان نشانه های زبان اشاره نیز می آید. این گونه کتاب ها نه تنها سبب می شود که کودکان ناشنوا با متن کتاب بهتر ارتباط بر قرار کنند، بلکه کودکان غیر ناشنوا را نیز تشویق می کند که با آشنایی با این نشانه ها با دوستان ناشنوای خود ارتباط بهتری برقرار کنند. کتابک در این بخش کتاب هایی را که دارای زبان اشاره هستند به خانواده ها، آموزگاران و مروجان معرفی می کند، تا شوق خواندن در کودکان ناشنوا هر چه بیشتر برانگیخته شود.

چگونه با کودکان ناشنوا و کم شنوا ارتباط برقرار کنیم

  • هنگام صحبت با کودکان کم شنوا و نا شنوا از واژه ها و جمله های ساده استفاده کنید. از گزافه گویی و حاشیه پردازی پرهیز کنید.
  • پیش از آغاز صحبت با دست تکان دادن، ضربه زدن به میز و یا لمس کردن شانه های او به آهستگی توجه او را به خود جلب کنید.
  • هنگام صحبت با کودک ناشنوا چهره خود را به سمت او نگه دارید. در صورت امکان صورتتان هم سطح صورت کودک باشد.
  • تا جایی که امکان دارد از نشانه و علائم دیداری استفاده کنید. به هر آن چه درباره ی آن صحبت می کنید با دست اشاره کنید.
  • برای کودک روشن کنید درباره ی چه می خواهید صحبت کنید. اگر موضوع صحبت را تغییر دادید او را آگاه کنید.
    خواندن با کودکان ناشنوا و کم شنوا

    کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات به جای گوش از چشمان خود استفاده می کنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک نا شنوا را در ارتباط گیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل رو به رو می کند. به همین سبب کودکان ناشنوا بیشتر از مهارت های کافی خواندن بی بهره اند. شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی می تواند نماد های زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین شناخت این نشا نه ها نخستین زبانی است که این کودکان می آموزند ودر ضمن اساسی ترین وسیله ارتباطی آنان به شمار می رود. زبان اشاره یک زبان دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و ریتم ویژه خود، متفاوت از زبان گفتاری است. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکت های بدنی، حالت های بیانی چهره ای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتاب های چاپی نیاز دارند. امروزه برای بهره مند شدن این کودکان از گونه های مختلف داستانی، در کنارمتن اصلی داستان نشانه های زبان اشاره نیز می آید. این گونه کتاب ها نه تنها سبب می شود که کودکان ناشنوا با متن کتاب بهتر ارتباط بر قرار کنند، بلکه کودکان غیر ناشنوا را نیز تشویق می کند که با آشنایی با این نشانه ها با دوستان ناشنوای خود ارتباط بهتری برقرار کنند. کتابک در این بخش کتاب هایی را که دارای زبان اشاره هستند به خانواده ها، آموزگاران و مروجان معرفی می کند، تا شوق خواندن در کودکان ناشنوا هر چه بیشتر برانگیخته شود.

    چگونه با کودکان ناشنوا و کم شنوا ارتباط برقرار کنیم

    • هنگام صحبت با کودکان کم شنوا و نا شنوا از واژه ها و جمله های ساده استفاده کنید. از گزافه گویی و حاشیه پردازی پرهیز کنید.
    • پیش از آغاز صحبت با دست تکان دادن، ضربه زدن به میز و یا لمس کردن شانه های او به آهستگی توجه او را به خود جلب کنید.
    • هنگام صحبت با کودک ناشنوا چهره خود را به سمت او نگه دارید. در صورت امکان صورتتان هم سطح صورت کودک باشد.
    • تا جایی که امکان دارد از نشانه و علائم دیداری استفاده کنید. به هر آن چه درباره ی آن صحبت می کنید با دست اشاره کنید.
    • برای کودک روشن کنید درباره ی چه می خواهید صحبت کنید. اگر موضوع صحبت را تغییر دادید او را آگاه کنید.
    • هنگام صحبت رو به نور بایستید به گونه ای که نور چهره تان را روشن کند.
    • هنگام صحبت ازجمله های کامل استفاده کنید.
    • صحبت کردن گروهی برای کودکان ناشنوا مشکل است. در چنین شرایطی تلاش کنید کودکان یک به یک صحبت کنند و از صحبت کردن همزمان آن ها جلوگیری کنید.
    • چنانچه مطمئن نبودید که کودک سخن شما را فهمیده است از او بخواهید که آن چه را که شما گفته اید تکرار کند.
    • خیلی آهسته و یا با فریاد صحبت نکنید زیرا فرم حرکت  لبتان تغییر می کند و لب خوانی را مشکل می کند.
    • در هنگام صحبت کردن چهره ی خود را به اطراف نچرخانید و راه نروید.
    • مکان های آرام را برای صحبت با کودک انتخاب کنید. سمعک صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی را نیز همراه صدای شما تقویت می کند.
    • هنگام صحبت کردن با کودک ناشنوا از پوشاندن و یا قرار دادن چیزی در دهان پرهیز کنید. خوردن و یا سیگار کشیدن هنگام صحبت با این کودکان ممنوع است.
    • هنگام صحبت کردن با کودکان ناشنوا پشت به پنجره نایستید زیرا سایه چهره شما را می پوشاند و لب خوانی را دشوار می کند.
    • از وادار کردن کودک به لب خوانی برای طولانی مدت خوداری کنید. لب خوانی نیاز به تمرکز زیادی دارد و کودک احساس خستگی خواهد کرد.
    • هرگز به بهانه ی ناتوایی کودک ناشنوا در درک مطلب صحبت را نیمه رها نکنید.  تلاش کنید مطلب را به گونه ی دیگری توضیح دهید، روی کاغذ بنویسید یا اگر تلفن همراه دارید تایپ کنید.
    • به یاد داشته باشید کودکان با مشکلات ناشنوایی با هم متفاوت هستند و مشکلات ناشنوایی دامنه ی گسترده ای، از کم شنوایی تا ناشنوایی مطلق دارد. برخی از کودکان با مشکل شنوایی از زبان اشاره و برخی با لب خوانی استفاده می کنند. گروهی گوش می کنند و گروهی ممکن است صحبت کنند. گروهی نیز از همه ی این روش ها برای برقراری ارتباط استفاده می کنند. همیشه از آن ها بپرسید که کدام روش را برای ارتباط ترجیح می دهند.
  • هنگام صحبت رو به نور بایستید به گونه ای که نور چهره تان را روشن کند.
  • هنگام صحبت ازجمله های کامل استفاده کنید.
  • صحبت کردن گروهی برای کودکان ناشنوا مشکل است. در چنین شرایطی تلاش کنید کودکان یک به یک صحبت کنند و از صحبت کردن همزمان آن ها جلوگیری کنید.
  • چنانچه مطمئن نبودید که کودک سخن شما را فهمیده است از او بخواهید که آن چه را که شما گفته اید تکرار کند.
  • خیلی آهسته و یا با فریاد صحبت نکنید زیرا فرم حرکت  لبتان تغییر می کند و لب خوانی را مشکل می کند.
  • در هنگام صحبت کردن چهره ی خود را به اطراف نچرخانید و راه نروید.
  • مکان های آرام را برای صحبت با کودک انتخاب کنید. سمعک صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی را نیز همراه صدای شما تقویت می کند.
  • هنگام صحبت کردن با کودک ناشنوا از پوشاندن و یا قرار دادن چیزی در دهان پرهیز کنید. خوردن و یا سیگار کشیدن هنگام صحبت با این کودکان ممنوع است.
  • هنگام صحبت کردن با کودکان ناشنوا پشت به پنجره نایستید زیرا سایه چهره شما را می پوشاند و لب خوانی را دشوار می کند.
  • از وادار کردن کودک به لب خوانی برای طولانی مدت خوداری کنید. لب خوانی نیاز به تمرکز زیادی دارد و کودک احساس خستگی خواهد کرد.
  • هرگز به بهانه ی ناتوایی کودک ناشنوا در درک مطلب صحبت را نیمه رها نکنید.  تلاش کنید مطلب را به گونه ی دیگری توضیح دهید، روی کاغذ بنویسید یا اگر تلفن همراه دارید تایپ کنید.
  • به یاد داشته باشید کودکان با مشکلات ناشنوایی با هم متفاوت هستند و مشکلات ناشنوایی دامنه ی گسترده ای، از کم شنوایی تا ناشنوایی مطلق دارد. برخی از کودکان با مشکل شنوایی از زبان اشاره و برخی با لب خوانی استفاده می کنند. گروهی گوش می کنند و گروهی ممکن است صحبت کنند. گروهی نیز از همه ی این روش ها برای برقراری ارتباط استفاده می کنند. همیشه از آن ها بپرسید که کدام روش را برای ارتباط ترجیح می دهند.

تهیه کننده ابراهیم دریجانی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 16:24  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

برررسی علل کم شنوایی

» بررسی علل کم شنوایی و ناشنوایی کودکان


عوامل موثر در کم شنوایی و ناشنوایی کودکان

نوزادي كه بدنيا ميايد از طريق حواس پنجگانه خود با دنيا ارتباط برقرار كرده و دائما در حال يادگيري است و در اين ميان حس شنوائي از اهميت ويژه اي برخوردار است به طوريكه هر گونه كاهش شنوايي ميتواند براي اينده وي مشكل افرين باشد بديهي است كه اگر اين كاهش شنوايي شديد يا عميق باشد تاثير جبران ناپذيري بر تكلم اتي وي خواهد داشت لذا ضروري است به محض احساس كم شنوايي در نوزاد يا كودك با پزشك مشورت كنيد.

خوشبختانه تست هاي ويژه اي براي ارزيابي شنوائي نوزادان و كودكان وجود دارد كه چنانچه معلوم شود نوزاد يا كودك دچار كاهش شنوايي است برنامه هاي توانبخشي ويژه اي براي اموزش انان وجود دارد.در اين مبحث علل شايع كاهش شنوايي نوزادان و كودكان را ذكر خواهم كرد.

علل كاهش شنوايي در نوزاداني كه با كاهش شنوايي بدنيا مي آيند:

۱-زمينه ارثي و اختلالات ژنتيكي
۲- عفونت هاي ويروسي مادر در هنگام حاملگي مثل سرخجه كه در اين مورد بايد گفت عفونت هايي خطرناكند كه در سه ماههء اول حاملگي مادر را مبتلا كرده باشند.
۳-مصرف داروهاي مخرب سيستم شنوائئ در سه ماهه اول حاملگي مثل كينين و كلروكين جنتامايسين اميكاسين توبرامايسين . در اين مورد لازم به تذكر است كه اسيب پذيري سيستم شنوايي جنين مستقل از مادر است يعني ممكن است با مصرف دارو شنوائي مادر اسيبي نبيند ولي شنوائي جنين اسيب ببيند.
۴- نارس بدنيا امدن نوزاد
۵-قرار گرفتن مادر در معرض اشعه ايكس (راديولوژي) در سه ماهه اول حاملگي
۶-وارد امدن ضربه به مادر در دوران حاملگي

علل كاهش شنوائي در كودكاني كه در بدو تولد شنوائي نرمالي داشته اند و بتدريج دچار كاهش شنوايي شده اند:

۱-زمينه ارثي
۲-عفونت باكتريايي گوش
۳-عفونت هاي ويروسي مثل اوريون
۴-مصرف داروهاي مخرب سيستم شنوايي
۵- اختلالات متابوليسمي مثل بيماريهاي
كليوي و كم كاري تيروئيد

ريسك فاكتورهايي كه اگر در نوزادي ديده شدند بايد از نظر سيستم شنوائي بررسي كامل شود:

۱-سابقه خانوادگي كم شنوائي
۲-عفونت هاي مادر به هنگام حاملگي
۳-ناهنجاريهاي سروگردن مثل ناهنجاري لاله گوش يا وجود شكاف كام
۴-وزن كمتر از ۱۵۰۰ گرم (به هنگام تولد)
۵-زردي نوزادي به حدي كه نياز به تعويض خون داشته باشد.
۶-مننژيت باكتريايي
۷-مشكلات شديد نوزاد به هنگام تولد

حدود ۵۰ درصد نوزاداني كه با مشكل شنوايي بدنيا ميايند و يابه تدريج دچار ان ميشوند هيچكدام از ريسك فاكتورهاي فوق را ندارند و اينجاست كه ضرورت توجه والدين به عدم واكنش طبيعي كودك به صداها روشن ميشود

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 10:15  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

دلایل علایم ودرمان نیم شنوایی وناشنوایی

  درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
    شرح بيماري
ناشنوايي‌ و اختلال‌ در شنوايي‌ عبارت‌ است‌ از كاهش‌ توانايي‌ يا ناتواني‌ كامل‌ در شنيدن‌. ناشنوايي‌ مي‌تواند به‌ علت‌ مشكل‌ در استخوان‌هاي‌ كوچك‌ موجود در گوش‌ مياني‌ كه‌ صدا را انتقال‌ مي‌دهند يا مشكل‌ در شاخه‌هاي‌ عصب‌ هشتم‌ مغزي‌ كه‌ صدا را به‌ مغز انتقال‌ مي‌دهند باشد. بنابراين‌ دو نوع‌ ناشنوايي‌ وجود دارد:
ناشنوايي‌ انتقالي‌، كه‌ در آن‌ استخوان‌هاي‌ كوچك‌ موجود در گوش‌ مياني‌ تخريب‌ مي‌نوشند و صدا را انتقال‌ نمي‌دهند (اتواسكلروز).
ناشنوايي‌ حسي‌ ـ عصبي‌، كه‌ در آن‌ عصب‌ هشتم‌ مغزي‌ (عصب‌ شنوايي‌) اغلب‌ به‌ دلايل‌ ناشناخته‌ آسيب‌ مي‌بينيد. ناشنوايي‌ مختلط‌، شامل‌ هر دو نوع‌ ناشنوايي‌ انتقالي‌ و حسي‌ ـ عصبي‌
    علايم‌ شايع‌
در شيرخوار:
پاسخ‌ ندادن‌ به‌ صداهاي‌ محيط‌، خصوصاً صداهايي‌ كه‌ قاعدتاً بايد شيرخوار را از جا بپرانند.
در افراد مسن‌:
مشكل‌ داشتن‌ در افتراق‌ (گوش‌ دادن‌ انتخابي‌ به‌) صداهاي‌ محيط‌ اطراف‌
وزوز گوش‌، سرگيجه‌، درد
بلند كردن‌ صداي‌ راديو يا تلويزيون‌
    علل‌
مادرزادي‌ در اثر توارث‌ ژنتيكي‌ غالب‌ يا مغلوب‌
عفونت‌هاي‌ مزمن‌ گوش‌ مياني‌ يا گسترش‌ عفونت‌ به‌ گوش‌ داخلي‌
توليد موم‌ گوش‌ به‌ مقدار زياد
اختلالات‌ رگ‌هاي‌ خوني‌، از جمله‌ بالا بودن‌ فشارخون‌
صدمه‌ به‌ سر
تومور
لخته‌هاي‌ خوني‌ كه‌ به‌ رگ‌هاي‌ كوچك‌ تغذيه‌كننده‌ عصب‌ شنوايي‌ مي‌روند.
مولتيپل‌ اسكلروز (ام‌.اس‌)
سيفليس‌
اختلالات‌ انعقاد خون‌
عفونت‌ ويروسي‌ مثل‌ اوريون‌
قرار گرفتن‌ طولاني‌ مدت‌ در معرض‌ صداهاي‌ 85 دسي‌بل‌ يا قوي‌تر
بالا رفتن‌ سن‌. اكثر افراد بالاي‌ 65 سال‌ در شنيدن‌ صداهاي‌ زير (با فركانس‌ بالا) مشكل‌ دارند.
    عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
سابقه‌ خانوادگي‌ ناشنوايي‌ مادرزادي‌ يا اكتسابي‌
مصرف‌ داروهايي‌ مثل‌ ضد التهاب‌هاي‌ غيراستروييدي‌، سيس‌ پلاتين‌، اريترومايسين‌ها، جنتامايسين‌، استرپتومايسين‌، توبرامايسين‌، كينين‌، فوروسمايد، اسيد اتاكرينيك‌، يا دوزهاي‌ بالاي‌ آسپيرين‌، و ساير داروها
افرادي‌ كه‌ در مشاغلي‌ مشغول‌ به‌ كار هستند يا تفريحاتي‌ دارند كه‌ سطح‌ صدا در آنها بالا است‌، مثل‌ نواختن‌ موسيقي‌هاي‌ سنگين‌ يا كارگراني‌ كه‌ با مته‌هاي‌ بادي‌ قوي‌ آسفالت‌ خيابان‌ را مي‌كنند.
    پيشگيري‌
از مصرف‌ طولاني‌مدت‌ يا مصرف‌ مقادير بالاتر از دوزهاي‌ طبيعي‌ داروهايي‌ كه‌ باعث‌ ناشنوايي‌ مي‌شوند خودداري‌ كنيد.
در صورت‌ وجود بيماري‌هاي‌ زمينه‌ساز ناشنوايي‌، خصوصاً عفونت‌هاي‌ گوش‌ و مشكلات‌ آلرژيك‌ و تنفسي‌، به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كنيد.
از قرار گرفتن‌ طولاني‌مدت‌ در معرض‌ صداي‌ بلند خودداري‌ كنيد. اگر چاره‌اي‌ نيست‌، از محافظ‌هاي‌ مناسب‌ گوش‌ استفاده‌ نماييد.
    عواقب‌ مورد انتظار
بعضي‌ از موارد ناشنوايي‌ انتقالي‌ را مي‌توان‌ با جراحي‌ درمان‌ كرد. ناشنوايي‌ ناشي‌ از قرار گرفتن‌ طولاني‌مدت‌ در معرض‌ صداي‌ بلند نيز گاهي‌ با حذف‌ صدا برطرف‌ مي‌شود. اما ساير انواع‌ ناشنوايي‌ معمولاً دايمي‌ هستند.
    عوارض‌ احتمالي‌
ناشنوايي‌ دايمي‌
تأخير در كسب‌ توانايي‌ها و مهارت‌هاي‌ زباني‌ در كودكان‌
تأثيرات‌ عاطفي‌ ناشنوايي‌
    درمان‌
    اصول‌ كلي‌
شنوايي‌ سنجي‌ و آزمون‌هاي‌ شنوايي‌ با يك‌ دياپازون‌ (آزمون‌ رينه‌) براي‌ تشخيص‌ اختلالات‌ شنوايي‌. با كمك‌ اين‌ بررسي‌ها مي‌توان‌ شدت‌ و الگوي‌ هرگونه‌ مشكل‌ شنوايي‌ و نوع‌ ناشنوايي‌ (انتقالي‌ يا حسي‌ ـ عصبي‌) را تعيين‌ كرد.
با انجام‌ كارهاي‌ نسبتاً ساده‌ مثل‌ در آوردن‌ موم‌ گوش‌ يا ترميم‌ پارگي‌ پرده‌ گوش‌ ممكن‌ است‌ مشكل‌ شنوايي‌ برطرف‌ شود.
اگر ناشنوايي‌ به‌ داروها مربوط‌ باشد، تغيير در دوزاژ با قطع‌ مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشد.
گاهي‌ جراحي‌ براي‌ ناشنوايي‌ از نوع‌ انتقالي‌ اگر ناشنوايي‌ دايمي‌ يا ناتوان‌كننده‌ باشد:
زبان‌ علامتي‌ با دست‌ و مهارت‌هاي‌ لب‌ خواني‌ را فرا بگيريد.
در صورت‌ توصيه‌، از سمعك‌ استفاده‌ كنيد و كار با آن‌ را ياد بگيريد.
در صورت‌ لزوم‌، گفتار درماني‌ و بازتواني‌ گفتاري‌
در صورت‌ امكان‌، از وسايل‌ مخصوص‌ براي‌ تلفن‌ خود استفاده‌ كنيد.
وسوسه‌ گوشه‌گيري‌ اجتماعي‌ به‌ خاطر مشكل‌ شنوايي‌ را از خود دور كنيد. انزوا باعث‌ بيشتر شدن‌ مشكلات‌ ارتباطي‌ و سَرخوردگي‌ مي‌شود، و سازگاري‌ را نيز مشكل‌تر مي‌كند.
    داروها
آنتي‌بيوتيك‌ها، اگر عفونت‌ وجود داشته‌ باشد.
داروهاي‌ دكونژستان‌ براي‌ ساير عفونت‌هاي‌ گوش‌
درمان‌ استروييد براي‌ ناشنوايي‌ حسي‌ ـ عصبي‌ ناگهاني‌ و بدون‌ علت‌ مشخص‌
    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.
    رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.
    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر احتمال‌ مي‌دهيد كه‌ دچار مشكل‌ در شنوايي‌ شده‌ايد، خصوصاً اگر تازگي‌ها مجبور شده‌ايد مرتباً از ديگران‌ بخواهيد كه‌ گفته‌هاي‌ خود را تكرار كنند يا اعضاي‌ خانواده‌تان‌ مرتباً از شما مي‌پرسند كه‌ آيا خوب‌ مي‌شويد يا خير.
اگر يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ ناشنوايي‌ را پيدا كرده‌ باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 10:18  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  | 

چگونه به کودک ناشنوا آموزش دهیم

چگونه به کودک ناشنوا آموزش دهیم

 

       ناشنوا به کسی گفته می شود که : قادر به درک صداها از راه گوش چه با سمعک و چه بدون سمعک نمی باشد . در حالی که شخص کم شنوا کسی است که قادر به دریافت صداها از راه گوش می باشد .

       این که نقایص شنوایی تا چه اندازه بر کاهش بهره هوشی اثر می گذارد ، بستگی به این دارد که ما چه برداشتی از ارتباط بین فکر و زبان داشته باشیم . برخی از نظریه پردازان فکر می کنند تفکر بر زبان محاوره ای استوار است . آنها معتقدند که افراد مبتلا به نقص شنوایی از نظر هوشی از حد متوسط پایین ترند . آنان که معتقدند افراد مبتلا به نقص شنوایی از نظر هوشی همانند افراد شنوا هستند به تئوریهای استناد می جویند که تفکر و زبان را از یکدیگر جدا می دانند . این نظر کم کم رشد می کند که زبان اشاره همچون زبان محاوره خود یک زبان واقعی است . تحقیقات مویّد این هستند که نقص شنوایی لزوماً به عقب ماندگی هوشی نمی انجامد . با استفاده از تستهای غیر کلامی هوشی به جای تستهای کلامی ، پژوهشگران بطور کلی کشف کرده اند که دانش آموزان ناشنوا و کم شنوا از نظر هوشی نرمال می باشند . و آنهایی که اغلب از نظر هوشی پایین هستند ، کسانی می باشند ، که دارای معلولیتهای دیگری مثل نابینایی هستند .

      مربیان بسیار علاقمند ند که زمان شروع نقص شنوایی را بدانند . بهمین دلیل متخصصانی که با کودک مبتلا به نقص شنوایی کار می کنند ، اغلب از اصطلاحاتی نظیر : ناشنوایی مادر زادی و ناشنوایی غیر ارثی استفاده می کنند . و دو اصطلاح دیگر که اغلب در زمینه یادگیری زبان این کودکان بکار می روند عبارتند  از : ناشنوایان قبل از فراگیری زبان و ناشنوایان بعد از فراگیری زبان.

      آموزش زبان به ناشنوایان مطمئناً یکی از بزرگترین تلاشهای آموزشی است . کودک ناشنوا به تکلم و تربیتی خاص نیاز دارد . ما باید چشمهایش را جانشین گوشهایش بکنیم و متاسفانه چشم به اندازه گوش در فراگیری زبان موثر نیست . همچنین باید نقش والدین را در آموزش فرزندشان دوباره سازی کنیم . والدین یک کودک ناشنوا در یاری کودکشان برای فراگیری زبان نقش بسیارموثری دارند چون آنها بیشتر از هر کس دیگری به کودکشان علاقه مندند و بیش از هر کس دیگری در دسترس کودک هستند .

      از آنجا که نحوه ارتباط در رشد اجتماعی و شخصیتی فرد نقش حیاتی دارد ، به نظر می رسد که افراد ناشنوا و کم شنوا با مسائل بیشتری در زندگی ، از جمله زندگی اجتماعی و شغلی مواجه می باشند . اما ، عامل تعیین کننده در این که آیا افراد ناشنوا و کم شنوا ، دچار مشکلات رفتاری خواهند شد ، به این بستگی خواهد داشت که تا چه میزان اطرافیان نا توانایی او را بپذیرند یا نپذیرند . " در بین همه معلولیتهای جسمانی ، ناشنوایی تنها اختلالی است که برای اعضای خود یک جامعه طبیعی به وجود آورده است . واین تعلق به گروه است که احتمالاً نیاز اساسی افراد ناشنوا به حساب می آید و به صورتی استثنایی برایشان پر جاذبه است."

      برای آموزش خردسالان ناشنوا و کم شنوا از قدیم از دو روش اساسی استفاده شده است : روش شفاهی و روش دستی .  طرفداران روش شفاهی معتقد بودند که این مساله برای کودک ناشنوا اهمیت دارد تا یاد بگیرد چگونه ، باقیمانده شنوایی خود را رشد دهد ، و بیاموزد چگونه از راه زبان با دیگران ارتباط بر قرار کند . طرفداران روش دستی معتقد ند که ناشنوایان دارای چنان قدرت شنوایی که بتوانند از طریق زبان شفاهی با دیگران ارتباط بر قرار کنند ، نمی باشند . بنابراین باید بر استفاده از روشهایی نظیر زبان اشاره در مورد آنان بیشتر تاکید شود . اما امروز ، اغلب مربیان کودکان ناشنوا به این حقیقت واقف شده اند که ترکیبی از روش شفاهی و دستی که به آن " روش کلی " می گویند از نظر منطقی برای ناشنوایان مناسب ترین است .

         تربیت شنوایی و گفتار خوانی دو نوع از روشهای شفاهی به حساب می آیند . تربیت شنوایی معمولاً شامل رشد آگاهی کودک بر صداها ی اطراف ، و توانایی تشخیص کلی محرکهای محیطی ، و توانایی تشخیص بین صداهای گفتاری است . در روش گفتار خوانی ، که گاه بطور نادرست به آن لب خوانی می گویند ، به کودک مبتلا به نقص شنوایی آموخته می شود تا طرز استفاده از تعدادی نشانه های بصری و نه فقط علایم مربوط به لبها را فرا گیرد . این نشانه ها ممکن است جنبه محیطی داشته باشند ، یا همراه با پیام بوده امّا قسمتی از تولید گفتار نباشند ، و یا امکان دارد که مستقیماً مربوط به صداهای گفتاری باشند .

      وسایل پیشرفته متعددی به کودک ناشنوا کمک می کند تا زندگی مستقلی را شروع کند . این وسایل عبارتند از : تدریس بوسیله کامپیوتر ، تلویزیون ، تلفن و وسایل کمک شنوایی ( سمعکها ) .

     تحقیقات نشان می دهد که برای موفقیت کودک ناشنوا و نیمه شنوا باید برنامه ریزی صحیحی انجام داد وروی جنبه های تحصیلی ، شناختی و مشاوره والدین تاکید کرد . وباید از ابتدای برنامه آموزشی ( پیش دبستانی ) از تکنیکهای شفاهی و دستی هر دو استفاده شود .

منبع : کتاب کودکان استثنایی

تالیف : دانیل پی . هالا هان ، جمیزام . کافمن، ترجمه : مجتبی جوادیان جوادیان

اموزگاران مدرسه پیوند

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 11:39  توسط ابراهیم دریجانی(معلم ناشنوایان)  |